شورش در کشتی؛ جیسون استاتهام اکشن تکراری اما سرگرم‌کننده دیگری را روی آب زنده نگه می‌دارد

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، هورمزد رضایی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: تقریباً تمام مدت زمان فیلم طول می‌کشد تا کاپشن جین جیسون استاتهام در فیلم «شورش» کثیف شود؛ آن هم پس از اینکه شخصیت او نزدیک به دو جین از آدم‌های بد را با استفاده از انواع سلاح‌های اتوماتیک، حداقل دو چاقو، مشت‌های خالی و در یک صحنه دل‌خراش، با قفلی که برای پاره کردن گونه یک نفر استفاده می‌کند، از پا درمی‌آورد. در میان همه این‌ها، او یک عمل جراحی هم برای خارج کردن گلوله از شانه همراه زنش، آنجی (با بازی آنابل والیس) انجام می‌دهد. با این حال، آن کاپشن همچنان بی‌نقص و تمیز باقی می‌ماند.

جزییاتی از این دست هنگام تماشای این اکشن دریایی معمولی به چشم می‌آیند؛ فیلمی که پلات آن بسیار کلیشه‌ای و شخصیت‌هایش چنان یک‌بعدی هستند که چیز زیادی برای جلب توجه باقی نمی‌گذارند. این اثر که به شکلی شایسته اما معمولی توسط ژان فرانسوا ریشه کارگردانی شده — کسی که پیش از این مل گیبسون را در فیلم «پدر همخون» روی موتور‌سیکلت نشاند و جرارد باتلر را در فیلم «هواپیما» سوار بر یک هواپیمای سقوط‌کرده کرد — این‌بار استاتهام را در یک کشتی باری پر از مزدورانی قرار می‌دهد که قاچاق انسان می‌کنند و او آن‌ها را به روش‌هایی خونین و گاهی هیجان‌انگیز نابود می‌سازد.

نحوه ورود شخصیت استاتهام (که نام قهرمانان اکشن کامپیوتری یعنی کول رید را بر خود دارد) به آن کشتی، نیازمند مقدمه‌چینی سریعی است؛ جایی که یک غول حمل‌ونقل ساکن بانکوک (با بازی رامون تیکارام) در حالی که تحت حفاظت رید است، با شلیک گلوله کشته می‌شود. این پلیس سابق و کهنه‌سرباز جنگ عراق که مصمم است انتقام کارفرمای خود را بگیرد و پسر او (با بازی چانیل کولار) را از سرنوشتی مشابه نجات دهد، به عنوان یک مسافر قاچاق وارد یک کشتی کانتینری بزرگ می‌شود که به سمت دریاهای آزاد حرکت می‌کند. (یک داستان پس‌زمینه درباره مرگ پدر رید وجود دارد که قرار است انگیزه تزلزل‌ناپذیر قهرمان ما را توضیح دهد، اما آن‌قدر سریع از آن عبور می‌شود که به سختی در ذهن می‌ماند).

پس از ورود به کشتی، رید متوجه می‌شود که یکی از کانتینرهای بار پر از پناهجویان تایلندی است که تا زمان فروخته شدن به عنوان برده توسط کاپیتان فاسد کشتی (با بازی رولاند مولر)، زندانی شده‌اند. طبیعتاً رید اجازه نمی‌دهد این اتفاق بیفتد، بنابراین روشمندانه شروع به قتل‌عام خدمه مسلح و آموزش‌دیده کشتی می‌کند؛ او از فضاهای تنگ و معماری هزارتومانند شناور استفاده می‌کند تا آن‌ها را از پا درآورد و در عین حال تمام تلاشش را برای محافظت از محموله ارزشمند به کار گیرد.

او همچنین با آنجی متحد می‌شود؛ یک کهنه‌سرباز نیروی دریایی که بخشی از تیم کاپیتان بود تا اینکه متوجه شوم بودن نیت آن‌ها شد. به زودی او در کنار رید می‌جنگد، اگرچه اگر امید به یک خرده‌پلات عاشقانه داشتید، باید بدانید که هیچ کشش عاطفی بین این دو وجود ندارد و آن‌ها تمام وقت خود را صرف کشتن و کشیدن خط و نشان برای هر کسی می‌کنند که سر راهشان قرار می‌گیرد. رید به ویژه تا زمان رویارویی بزرگ نهایی با کاپیتان — که بالاخره در آن صحنه کاپشن جینش لکه‌دار می‌شود — با مقاومت چندانی روبرو نمی‌شود.

درباره فیلم «شورش» دیگر چه می‌توان گفت؟ واقعاً چیز زیادی نیست. استاتهام که تابستان امسال ۵۹ ساله شد و همچنان در آمادگی جسمانی فوق‌العاده‌ای قرار دارد، در سطح همیشگی خود یعنی پر از هیجان و بدون وقت تلف کردن بازی می‌کند. اما او نسبت به سرمستی فیلم اخیر دیوید آیر یعنی «زنبوردار» — که بهتر به استعداد این بازیگر برای کم‌گویی‌های دراماتیک و اغراق در مشت‌زنی خدمت می‌کرد — اندکی محافظه‌کارانه‌تر عمل می‌کند.

در نهایت، «شورش» کاری بیشتر از آنچه پوستر، تریلر و شعارش («خون در آب است» — هرچند بخش زیادی از آن در عرشه زیرین رخ می‌دهد) وعده می‌دهند، انجام نمی‌دهد و جز چند صحنه کشتار جذاب، پا را از خطوط تعریف‌شده فراتر نمی‌گذارد. این موضوع ممکن است برای طرفداران سرسخت استاتهام کافی باشد — سالن های سینمایی تقریباً ۸۰ درصد مردان بین ۳۰ تا ۶۰ سال بودند — اما یک فیلم این روزها برای تبدیل شدن به یک اثر جریان‌ساز به چیزی بیشتر از خدمات‌دهی معمولی به طرفداران نیاز دارد.

در بهترین حالت، این چندمین اثر از مجموعه‌های اکشن استاتهام، شبیه به بازگشتی به دورانی به نظر می‌رسد که تمام آنچه برای پر کردن صندلی‌های سینما نیاز بود، مقدار زیادی اکشن و بزن‌بزن روی پرده بود. از این حیث، «شورش» ممکن است تمام آن چیزی را که برخی افراد به دنبالش بودند به آن‌ها ارائه دهد و به اندازه‌ای روی آب شناور بماند که از غرق شدن ستاره اکشن پا به سن گذاشته‌اش جلوگیری کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا